روزهای خوب کودکی
سلام عشقم این بار دی تر اومدم و برات پست گذاشتم چون نت نداشتم بازم ببخشید تو این مدت که نتونستم برات پست بزارم بازم چند بار رفتیم ییلاق و مهمون داشتیم با دوستای خانوادگی رفتیم و با پسر عمو و دختر عموی من رفتیم و مهم تر از همه با مهگل خانم رفتیم که اخرین باری بود که رفتیم ییلاق و هوا هم خیلی سرد بود خلاصه خیلی خوش گذشت این میون یه چند روزی هم رفتیم ورامین و یعنی همراه عمو صابر رفتیم و چند روز ورامین بودیم و برای عروسی خاله زیبا پارچه خریدیم و طبق معمول مامان اکرم و انداختیم تو زحمت تا برامون لباس بدوزه تو همون فاصله یه روز از صبح رفتیم خونه عمه معصومه و تا شب بودیم و خیلی خوش گذشت شما هم از طرفی با امیر علی و از طرف دی...









